معنی کازیمیرسکی

معنی کازیمیرسکی

6 بازدید
(اِخ) بیبرشتین. (۱۷۸۰ -۱۸۶۵ م.) مستشرق لهستانی متوطن در کشور فرانسه. او راست فرهنگ بزرگی به دو زبان عربی و فرانسه، و قرآن کریم را هم به فرانسه ترجمه کرد. (اعلام المنجد). در فرهنگ خاورشناسان آمده است: کازیمیرسکی استادی آگاه و دانا به زبان عربی بود. مقاله ها در جراید و مجلدات شرقی به زبان فرانسه نشر داده و فرهنگی جامع و مفید به زبان عربی و فرانسه نوشته و چاپ کرده است. نیز قرآن مجید را به زبان فرانسه ترجمه کرده و بچاپ رسانیده و در اوصاف رسول (ص) و دربارهٔ اسلام تحریراتی دارد. این استاد حکایت انیس الجلیس کتاب الف لیلة و لیله را با ترجمهٔ فرانسه و افزودن نظریات خود در پاریس به سال ۱۸۶۶ بچاپ رسانیده است. کتاب فرهنگ عربی و فرانسه معروف به «دیکسیونر کازیمیرسکی» شهرتی تمام دارد. (از فرهنگ خاورشناسان صص ۸۱ -۸۲) براون نویسد: مرحوم م. ا. دوبی برستین (بیبرشتین) کازیمیرسکی عازم شد که کتاب حق الیقین ملامحمد باقر مجلسی را به فرانسه ترجمه نماید اما از خیال خود انصراف یافت و نسخهٔ اصل ترجمهٔ خود را نزد من فرستاده تقاضا کرد که کار او را بپایان ببرم. اما متأسفانه هیچوقت فراغت نیافتم که این خدمت را انجام بدهم اگر چه بزحمتش می ارزید زیرا که هیچ ترجمهٔ واضح و معتبری از عقاید شیعه در هیچ زبان اروپائی موجود نیست. (تاریخ ادبی، تألیف پروفسور برون ترجمهٔ رشید یاسمی ج ۴ ص ۲۶۹). کازیمیرسکی خاورشناس لهستانی دیوان منوچهری دامغانی را با حواشی و تعلیقاتی بزبان فرانسه چاپ و در پاریس به سال ۱۸۸۶ م. منتشر کرده است. (دیباچهٔ دیوان منوچهری دامغانی، چ محمد دبیرسیاقی ص و) همین چاپ کازیمیرسکی که نخستین چاپ دیوان منوچهری بشمار میرود این گوینده را به ایرانیان و خاورشناسان شناسانیده است از مقدمه و حواشی و تعلیقات مفید کازیمیرسکی بر دیوان منوچهری، پروفسور براون در تاریخ ادبی خود در موارد متعدد استفاده کرده است. رجوع شود به تاریخ ادبی ایران ج ۱ تألیف براون با ترجمه و تحشیه و تعلیق علی پاشا صالح ص ۲۱، ۲۳، ۴۸۹، ۵۰۳ و غیره. و رجوع به معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۵۳۹ شود.

کلمات هم‌قافیه با «کازیمیرسکی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید