معنی کازیره
5 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ) دیگ کوچک. (ناظم الاطباء).[ رَ / رِ ] (اِ) جرجوم. کافشه. کاجیره. کاژیره: جسد، گل کازیره و مانند آن. جریان، آنچه فشارده شود از گل کازیره. شوران، گل کازیره. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «کازیره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر