معنی کازود
5 بازدید
(اِ) مقراض. (منتهی الارب). قیچی. دوکارد: قص الشعر؛ به کازود (گازود) برید موی را. (منتهی الارب). مقراض و قیچی. (منتهی الارب). در منتهی الارب آمده است: قطاع ککتاب؛ کازود و کارد. مقطع کمنبر؛ افزار بریدن و کازود و مانند آن. قاطع؛ کازود و کارد. و همچنین در معنی مقراض آمده است کازود و کارد و در حاشیه در کلمهٔ قطاع این عبارت هست: کازود مقراض باشد. این کلمه در جهانگیری و برهان و لغت نامه های دیگر نیست و تصور میرود مؤلف منتهی الارب «دوکارد» را که بمعنی مقراض است بغلط «کازود» یا «گازود» خوانده است .
کلمات همقافیه با «کازود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر