معنی کار گره شدن یا بودن
4 بازدید
[ گِ رِهْ شُ دَ ] (مص مرکب) بر نیامدن حاجت. (آنندراج): ز سخت گیری زلف تو کار من گره است وگرنه هیچ گره نیست بی گشاد اینجا. مولانا لسانی شیرازی (ازآنندراج).
کلمات همقافیه با «کار گره شدن یا بودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر