معنی کار و کیایی
6 بازدید
[ رُ ] (حامص مرکب) کارکیایی. پادشاهی. امیری : طاقت آن کار و کیایی نداشت کز غم کار تو رهایی نداشت.نظامی. چو وقت آن نماند پادشایی بکاری نامد آن کار و کیایی.نظامی. ملک بدین کار و کیایی تراست سینه کن این سینه گشایی تراست.نظامی.
کلمات همقافیه با «کار و کیایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر