معنی کار و کیا
6 بازدید
[ رُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) کار و عمل. ساز. || گاه بجای کار و کیایی آید بمعنی امیری، پادشاهی، تسلط: بر فلک جان راست صد کار و کیا در زمین این تن چو خر خاید گیا.مولوی. عشق آن بگزین که جمله انبیا یافتند از عشق او کار و کیا.مولوی. مه چو بی این ابر بنماید ضیا شرح نتوان کرد از آن کار و کیا. مولوی (امثال و حکم دهخدا ج ۳). گفت اطفال من اند این اولیا در غریبی فرد از کار و کیا.مولوی. لیک با باگندمان این آسیا ملک بخش آمد دهد کار و کیا.مولوی.
کلمات همقافیه با «کار و کیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر