معنی کار به جان رسیدن
6 بازدید
[ بِ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) قریب بهلاک رسیدن. (غیاث) (آنندراج). کار بجان آمدن. || کار به جان و کارد به استخوان رسیدن؛ به جان آمدن. بی حوصله شدن. مشرف به موت شدن. ناتوان و بیچاره شدن در کار.
کلمات همقافیه با «کار به جان رسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر