معنی کاریگری
5 بازدید
[ گَ ] (حامص مرکب) صنعت و کارگری. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کاریگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر