معنی کارکنی
6 بازدید
[ کُ ] (حامص مرکب) عمل و منصب کارکن. (ناظم الاطباء). و رجوع به عامل شود.
کلمات همقافیه با «کارکنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر