معنی کارپیرا
6 بازدید
(نف مرکب) آنکه کار انجام دهد. کارگشا. کارافژول : آتش بسته گشاید همه کار کارپیرای تو زر بایستی.خاقانی. زن کارپیرای روشن ضمیر بدان خواسته گشت خواهش پذیر.نظامی.
کلمات همقافیه با «کارپیرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر