معنی کارپرورد
6 بازدید
[ پَ رْ وَ ] (ن مف مرکب) آنکه بطور شایستگی و صرفه خرج کند. (ناظم الاطباء). کسی که کار خانه را نیکو انجام میدهد. (شعوری). || کسی که فکر کند و کار انجام دهد. (ناظم الاطباء). پاک ضمیر و صحیح فکر. (شعوری): میان عاقلان باشد سرآمد هر آنکه در جهان بُد کارپرورد. (از شعوری).
کلمات همقافیه با «کارپرورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر