معنی کارپردازی
6 بازدید
[ پَ ] (حامص مرکب) مباشرت در کاری و تدبیر در آن کار و انجام دادن آن. (ناظم الاطباء). ملزومات (اداره). || آژانس.
کلمات همقافیه با «کارپردازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر