معنی کارنامک
5 بازدید
[ مَ ] (اِ مرکب) کارنامه. رجوع به کارنامه و ص ۵۸، ۸۱، ۸۴، ۱۰۹ کتاب «ایران در زمان ساسانیان» شود.
کلمات همقافیه با «کارنامک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر