معنی کارشکنی کردن
7 بازدید
[ شِ کَ کَ دَ ] (مص مرکب) بهتان زدن و افترا زدن و رسوا کردن و مانع شدن از پیشرفت کار. (ناظم الاطباء). مانع ها بچاره و حیله برای پیش نرفتن کار کسی بکار بردن.
کلمات همقافیه با «کارشکنی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر