معنی کارزی
6 بازدید
[ رِ ] (ص نسبی) منسوب به کارز. رجوع به کارز شود: بدو گفت کای شاه بیدارزی ز بازارگانان منم کارزی . فردوسی (شاهنامهٔ چ بروخیم ج ۹ ص ۲۷۳۶).(اِخ) کارزین. بقول یاقوت در معجم البلدان در عنوان «کارزین» بتقدیم مهمله بر معجمه یکی از صور نسبت به همین کلمه یعنی به کارزین است. (شدالازار جنید شیرازی بتصحیح و تحشیهٔ مرحومان علامه محمد قزوینی و عباس اقبال، حاشیهٔ ص ۴۴۸). و رجوع به کارزین شود.
کلمات همقافیه با «کارزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر