معنی کاردو
7 بازدید
(اِ) آنچه از خرمابن برآید مانند دو نعل بر هم نهادهٔ تیزاطراف و میان آن بارِ آن نهاده. شکوفهٔ نخستین خرما. اول بار خرما. طلع. (مهذب الاسماء): ضَحک، کاردو خرما. (مهذب الاسماء). ضَبّ، شکوفه ای که از کاردو بیرون آید. (مهذب الاسماء). || مقراض بزرگی که پشم را بدان میبرند. || برش پشم گوسفند. || یک قطعه ابریشم. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کاردو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دو» برای سرودن شعر