معنی کارخانه
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان سربند شهرستان اراک، واقع در ۲۸۰۰۰ گزی جنوب باختری آستانه، کوهستانی، سردسیر، سکنهٔ آن ۲۰۲ تن. آب از قنات و چشمه. محصول آنجا غلات، بنشن، پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج۲).[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) دکان و حانوت و پیشه گاه و جائی که در آن پیشه و صنعتی را به انجام میرسانند. (ناظم الاطباء). آنجا که عدهٔ بسیاری کارگر به یک نوع کار اشتغال ورزند با چرخی و دستگاهی یا بی آن. معمل. دستگاه. دستگاه ماشین. کارگاه :[ نَ / نِ ] (اِخ) دهی از دهستان قلقل رود شهرستان تویسرکان، واقع در ۳۲هزارگزی جنوب باختری تویسرکان و ۱۱هزارگزی کنار رودخانهٔ تویسرکان، جنوب راه شوسهٔ تویسرکان بکرمانشاه جلگهٔ سردسیر مالاریائی است. سکنهٔ آن ۵۹۳ تن میباشد. آب از رودخانهٔ قلقل رود است. محصول آنجا غلات، انگور، قلمستان، لبنیات، حبوبات و پنبه است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه آن مالرو است و از نهاوند و فرسفج اتومبیل میتوان برد. دبستان و مسجد دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ نَ / نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کنگاور بخش کنگاور شهرستان کرمانشاه، واقع در ۳هزارگزی خاور کنگاور و ۲هزارگزی شوسهٔ کنگاور همدان. دشت سرد معتدل است. سکنهٔ آن ۴۷۷ تن میباشد و آبش از قنات است. محصول آن غلات، حبوبات، انگور، قلمستان، چغندرقند میباشد و شغل اهالی زراعت است و اتومبیل میتوان برد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ نَ / نِ ] (اِخ) نام ایستگاه شمارهٔ ده راه آهن شمال است که پیشتر «کارخانهٔ قند» گفته میشد.
کلمات همقافیه با «کارخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر