معنی کارخانجات
5 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) جِ کارخانه. (ناظم الاطباء). رجوع به کارخانه شود: احدی از غلامان و ملازمان پادشاه بدون تعلیقهٔ ناظر از کارخانجات چیزی نبرند. (تذکرة الملوک چ ۲ ص ۱۲). آنچه اخراجات در کارخانجات سر کار خاصهٔ شریفه واقع شود اسناد و روزنامجات آنها را بقدغن ناظر بیوتات، توابین مشارالیه روزبه روز و هفته به هفته و ماه به ماه به وزیر بیوتات برسانند. (ایضاً ص ۳۴). شغل مشرفان آن است که روزنامجات و اسناد کارخانجات متعلقه بخود را روز بروز بنویسند. (ایضاً ص ۳۵). - کارخانجات خوراکی؛ کارخانه هائی که خوردنیها را فراهم میکنند: آنچه کارخانجات خوراکی است ششماه بششماه مشرفان و سال به سال مستوفی، جمع و خرج را مشخص مینمودند. (تذکرة الملوک چ ۲ ص ۱۱).
کلمات همقافیه با «کارخانجات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر