معنی کارتن
5 بازدید
[ تَ ] (اِ مرکب) عنکبوت را گویند. (برهان) (انجمن آرا). مؤلف برهان گوید: اگر پای عنکبوت بر کسی بندند که شبها تب میکرده باشد تب ازو مفارقت کند، اگر جایگاه عنکبوت را با علک رومی بخور کنند تمام بگریزند و الا بمیرند: جولهی را در خراسان بُد وطن دام زرقش کار او چون کارتن. سراج الدین راجی. || جولا. جولاهه.[ رُ تِ ] (فرانسوی، اِ) ماده ای که در پلاستهای ریشهٔ هویج علاوه بر کلروفیل وجود دارد. (گیاه شناسی گل گلاب ص ۲۰).[ تُ ] (فرانسوی، اِ) جلد مقوائی برای ضبط اوراق. || پرونده. جزوه دان.
کلمات همقافیه با «کارتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر