معنی کاربر
5 بازدید
[ بُ ] (نف مرکب) آنکه زود امور را فیصل کند و کاری را بانجام رساند. احوذی. (منتهی الارب). قضی. ماضی فی الامور. || برهم زن کار. (آنندراج): از دو کونم قطع سودا کرد و در خونم نشاند هست تیغ غمزهایت کاربر هم کارساز. مخلص کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کاربر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر