معنی کارآزمایی
5 بازدید
[ زْ / زِ ] (حامص مرکب) تجربه. ممارست. تمرین : به کارآزمائی دلش تیز شد در آن عزم رایش سبک خیز شد.نظامی.
کلمات همقافیه با «کارآزمایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر