معنی کاتب رومی

معنی کاتب رومی

6 بازدید
[ تِ بِ ] (اِخ) ابوالحسین جوهربن عبداللََّه معروف به (کاتب رومی) سردار بزرگ فاطمیه از غلامان معز فاطمی و از بزرگان زمان خود بود. در دولت فاطمی خدمت های بزرگ انجام داد و آثار پسندیده بیادگار گذارد. بنای شهر قاهره و جامع الازهر از یادگارهای معروف اوست. قاهره را پس از فتح مصر بنا کرد و بنام معز یا قاهرهٔ معزیه معروف شد و عمارت جامع الازهر را در ۱۷ رمضان ۳۶۱ بپایان رسانید. وی اول کسی است که مذهب تشیع و تبجیل آل علی علیهم السلام را در مصر رواج داد، شنبهٔ ۱۴ ربیع الاول ۳۵۸ از افریقا بقصد تسخیر مصر حرکت کرد و سه شنبهٔ ۱۲ روز مانده به آخر شعبان همین سال مصر را از دست اخشیدیان بگرفت و روز جمعه ده روز مانده به آخر شعبان به منبر رفت و خطبه ای بنام معز خواند و مژدهٔ فتح بدو فرستاد، کارها در این نواحی به دست جوهر اداره میشد تا جمعهٔ ۱۷ محرم ۳۶۴. و در این تاریخ معزول شد و روز پنجشنبه ده روز به آخر ذی القعدهٔ ۳۸۱ در مصر وفات یافت و همهٔ شعرا او را مرثیه گفتند و مآثرش را در اشعار یاد کردند. معز در سال ۳۶۱ از دارالملک منصوریه بیرون آمد و در سال ۳۶۲ وارد قاهره گردید. حسین بن جوهر هم یکی از سرداران بزرگ فاطمیان در عصرالحاکم بامراللََّه (۳۸۶ -۴۱۱) بود و در سال ۴۰۱ با جمعی از بستگانش کشته شد (وقایع مزبور در ابن خلکان و تاریخ مصر بشرح آمده است) (غزالی نامه ص ۲۸). چون خاطر المعزلدین اللََّه از ضبط ممالک موروثی فراغت یافت ابوالحسن جوهربن عبداللََّه را که در سلک غلامانش منتظم بود و به کاتب رومی اشتهار داشت در سنهٔ سبع و اربعین و ثلاث مائه بغایت تربیت و رعایت سرافراز ساخته با لشکری گران بصوب اقصی بلاد مغرب فرستاد، و جوهر تا ساحل دریای اوقیانوس و جزایر خالدات رفته آن ولایت را به تحت تصرف درآورد و مظفر و منصور با غنایم موفور بخدمت المعزلدین اللََّه بازگشت... (حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۴۵۲).

کلمات هم‌قافیه با «کاتب رومی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «می» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید