معنی کاتب اصفهانی
6 بازدید
[ تِ اِ فَ ] (اِخ) محمدبن صفی الدین ابی الفرج محمدبن نفیس الدین ابی الرجاء حامدبن محمدبن عبداللََّه بن علی بن محمود اصفهانی مکنی به ابوعبداللََّه و ملقب به کاتب و معروف به کاتب اصفهانی و عماد کاتب و ابن اخی العزیز. از اکابر فقها و ادبای شافعیهٔ اواخر قرن ششم هجرت که در سال پانصد و نوزدهم هجرت در اصفهان تولد یافته و در بغداد نشو و نما کرده و در مدرسهٔ نظامیهٔ آنجا فقه و حدیث و ادبیات را فراگرفته، پس به بلاد متفرقه مسافرتها کرده و عاقبت در شام به وزارت صلاح الدین ایوبی نایل گردیده تا در روز دوشنبهٔ اول رمضان سال پانصد و نود و هفتم هجرت در دمشق درگذشته و در مقابر صوفیه مدفون شد، و از تألیفات او است: ۱ -البرق الشامی در تاریخ و هفت مجلد است. ۲ -خریدةالقصر و جریدة اهل العصر که مشهور است و شامل شرح حال و آثار بعضی از ادبا و شعرای قرن ششم هجرت میباشد. ۳ -دیوان دوبیت (رباعی) که کوچک است. ۴ -دیوان الرسائل. ۵ -دیوان شعر که چهار مجلد است. ۶ -زبدةالنصرة و نخبةالعصرة که ملخص کتاب نصرةالفتره مذکور در ذیل است و در پاریس و لیدن چاپ شده. ۷ -العتبی و العقبی که عتبی الزمان نیز گویند. ۸ -الفتح القسی فی الفتح القدسی که در مصر و لیدن چاپ شده و این کتاب را بعد از تألیف بنظر قاضی فاضل رسانده و او نیز به تبدیل نام اصلی آن کتاب (القدح القسی فی الفتح القدسی) که خود عمادالدین بدان موسومش داشته بوده امر کرد که به همین اسم فتح القسی اش مسمی دارد. ۹ -القدح القسی که مذکور شده. ۱۰ -نحلةالرحلة. ۱۱ -نصرةالفترة و عصرةالقطره در تاریخ سلجوقیان و وزراء و اکابر آن دولت و ظهور ترک بوده کتاب زبدةالنصرة مذکور فوق نیز ملخص همین کتاب است؛ و از اشعار عمادالدین است: اقنع ولاتطمع فان الغنی کماله فی عزة النفس فانه ینقص بدرالدجی لاخده الضوء من الشمس (ریحانة الادب ج ۳ ص ۳۳۰ و صص ۱۲۸-۱۲۹).
کلمات همقافیه با «کاتب اصفهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر