معنی کاتب اسکافی

معنی کاتب اسکافی

5 بازدید
[ تِ اِ ] (اِخ) ابوعلی محمدبن احمدبن جنید بغدادی مشهور به ابن جنید. از اعاظم فقهای امامیه و اکابر علمای دینیه و از مشایخ شیخ مفید و مشایخ نجاشی و شیخ طوسی بوده و نخستین کسی است که باب اجتهاد را مفتوح ساخته و احکام شریعت را بر روی آن اساس و اعمال فقهیه مبتنی ساخته و یا آنکه در این موضوع حسن بن ابی عقیل را اقتفا جسته، این است که این دو فقیه جلیل در اغلب احکام فقهیه و فتاوی دینیه موافق هم بوده و از ایشان به قدیمین تعبیر نمایند و صاحب ترجمه راه افراط پیموده و قیاس را حجت میدانسته است و این است که اختلافات وی در احکام فقهیه به همین جهت محل توجه فقها نبوده و کتابهای او را متروک داشته و کان لم یکن پنداشته اند لکن دور نیست که استدلالات او با قیاسات عقلیه در بعضی از مسائل فقهیه بعد از استدلال به کتاب و سنت محض از راه الزام خصم و اتمام حجت باشد و بس، چنانچه محقق در معتبر و کثیری از اجله همین رویه را معمول داشته اند و تحقیق حق در این مسئله و صحت نسبت عمل به قیاس و عدم صحت آن خارج از موضوع کتاب است و پوشیده نماند که اسکافی مصنفات بسیاری قریب به چهل یا پنجاه کتاب در فقه و اصول و کلام و ادبیة و غیرها داشته و بعضی از آنها را ثبت اوراق مینماید: ۱ -احکام الارش ۲ - احکام الصلوة ۳ -احکام الطلاق ۴ - الاحمدی فی الفقه المحمدی ۵ -الارتیاع فی تحریم الفقاع ۶ -ازالة الران عن قلوب الاخوان ۷ -استخراج المراد من مختلف الخطاب. ۸ -الاستنفار الی الجهاد ۹ -الاستیفاء ۱۰ -الاسری ۱۱ -الاسفار فی الرد علی المویدة ۱۲ -الاشارات الی ماینکره العوام ۱۳ -اشکال جملة المواریث ۱۴ -اظهار ما ستره اهل العناد من الروایة عن ائمة العترة فی امرالاجتهاد. ۱۵ -الافهام لاصول الاحکام ۱۶ -الالفه در کلام ۱۷ - الفی مسئله. ۱۸ -امثال القرآن. ۱۹ -الایناس بائمة الناس. ۲۰ -البشارة و النذارة. ۲۱ - تبصرة العارف ونقدالزایف در فقه اثناعشری و حاوی احتجاج بر مذهب حق و رد معارضات مخالفین در احکام میباشد. ۲۶ - حدائق القدس. ۲۷ -قدس الطور و ینبوع النور فی معنی الصلوة علی النبی (ص) و غیر اینها. باری صاحب ترجمه را به جهت مهارتی که در اصول املا و انشا داشته کاتب هم میگفتند که در اصطلاح قدما دارای این صناعت را به همین لقب ملقب میداشته اند و در سال سیصد و هشتاد و یک از هجرت (۳۸۱ هـ . ق.) که سال وفات صدوق است فوت کرد و کلمهٔ شفا ماده تاریخ وفاتش میباشد و در نخبةالمقال در باب محمدین که پدرشان احمد است گوید؛ سبط الجنید لکاتب الاسکافی عنه المفید افقه الاشراف رجوع به ابن جنید و خاندان نوبختی ص ۱۱۷ و ریحانة الادب ج ۳ ص ۳۳۰ و ج ۱ ص ۷۰ شود.
[ تِ اِ ] (اِخ) محمدبن همام بن سهل یا سهیل کاتب مکنی به ابوعلی شیخ اجل اقدم ثقه و جلیل القدر و کثیرالروایه و از مشایخ شیعه و در هر فنی از فنون علمیه مقدم بوده و از معاصرین محمدبن یعقوب کلینی میباشد و کتاب الانوار فی تاریخ الائمة الاطهار از اوست و در سال سیصد و سی و دویم یا ششم از هجرت (۲۳۲ یا ۲۳۶ هـ . ق) در بغداد عازم گلزار جنت گردیده و در مقابر قریش مدفون و جد وی از مجوسیت به اسلام آمده بوده است. (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۳۳۰ و ج ۱ ص ۷۱).

کلمات هم‌قافیه با «کاتب اسکافی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید