معنی کؤوس
6 بازدید
[ کُ ئو ] (ع اِ) جِ کأس. (ترجمان القرآن) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). جامها. پیاله ها: از شام تا فلق و از بام تا شفق به معاطات کؤوس مدام و معانات پریچهرگان خوش اندام... (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «کؤوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر