معنی کؤود
5 بازدید
[ کَ ئو ] (ع ص) عقبة کؤد؛ پژ دشوار. (منتهی الارب). پژ دشوارگذار. (ناظم الاطباء). کوه و کتلی که سخت و دشوار بر آن توان رفتن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کؤود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر