معنی ژنگاری
7 بازدید
[ ژَ ] (ص نسبی) زنگاری. برنگ زنگار. زنگ زده.
کلمات همقافیه با «ژنگاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر