معنی ژنگارزده
6 بازدید
[ ژَ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) زنگارخورده. ژنگارگرفته. ژنگ زده. ژنگ بسته. زنگ خورده. ژنگ خورده. زنگ زده. زنگ گرفته.
کلمات همقافیه با «ژنگارزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر