معنی ژندباف
5 بازدید
[ ژَ ] (اِ مرکب) زندباف. صاحب آنندراج گوید: بمعنی بلبل و قمری و مثل آن و صاحب جهانگیری و مؤید به زای عربی نوشته و کسی وجه تسمیهٔ این بیان نکرده و شاید که چون پرهای بلبل و قمری و فاخته و کبک و کبوتر و دراج چندان خوش رنگ و لطیف نباشد ژندباف میگفته باشند. رجوع به زندباف شود -انتهی. و این گفته بر اساسی نیست.
کلمات همقافیه با «ژندباف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر