معنی ژفیده
6 بازدید
[ ژَ دَ / دِ ] (ن مف / نف) ترشده و خیسیده. (برهان). به آب ترشده (به زای تازی نیز گفته اند یعنی زفیده): از آن دم که دیده رخت را ندیده شده جمله گیتی ز اشکم ژفیده . روحی شارستانی (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «ژفیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر