معنی ژفگین
5 بازدید
[ ژَ ] (ص نسبی) قی آلود. خِم ناک. ژفگن: عینٌ اغمص؛ چشمی ژفگین.
کلمات همقافیه با «ژفگین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر