معنی ژاژخائی
7 بازدید
(حامص مرکب) علک خائی. برغست خائی. بیهوده گوئی. لک درائی. هرزه درائی. ژاژدرائی. یاوه سرائی. یافه سرائی. هرزه سرائی. هرزه لائی. حرف مفت زنی. خام درائی. ول گوئی : خیره روئی ز تیره رائی به بیزبانی ز ژاژخائی به.سنائی. هر سخن را به جایگاه نهد نکند ژاژخائی برخیر.سوزنی. جان کنند از ژاژخائی تا به گرد من رسند کی رسد سیرالثوانی در نجیب ساربان. خاقانی. ز ژاژخائی هر ابلهی نرنجم از آنک هنوز در عدم است آنکه همقران من است. خاقانی. حاسد ز قبول این روائی دور از من و تو به ژاژخائی.نظامی. ژاژخائی میکند با ما رقیب ما چه غم داریم گو میخای ژاژ. ؟ (از محمودنامه از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ژاژخائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر