معنی ژاژخائی

معنی ژاژخائی

7 بازدید
(حامص مرکب) علک خائی. برغست خائی. بیهوده گوئی. لک درائی. هرزه درائی. ژاژدرائی. یاوه سرائی. یافه سرائی. هرزه سرائی. هرزه لائی. حرف مفت زنی. خام درائی. ول گوئی : خیره روئی ز تیره رائی به بیزبانی ز ژاژخائی به.سنائی. هر سخن را به جایگاه نهد نکند ژاژخائی برخیر.سوزنی. جان کنند از ژاژخائی تا به گرد من رسند کی رسد سیرالثوانی در نجیب ساربان. خاقانی. ز ژاژخائی هر ابلهی نرنجم از آنک هنوز در عدم است آنکه همقران من است. خاقانی. حاسد ز قبول این روائی دور از من و تو به ژاژخائی.نظامی. ژاژخائی میکند با ما رقیب ما چه غم داریم گو میخای ژاژ. ؟ (از محمودنامه از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «ژاژخائی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ئی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید