معنی ژاسمن

معنی ژاسمن

7 بازدید
[ مَ ] (اِخ) ژاک بوئه. نام شاعری از مردم گاسکنی، متولد و متوفی در آژان (۱۷۹۸ -۱۸۶۴ م.). وی پسر خیاطی بود و چندی در مدرسهٔ علوم روحانی و مذهبی گذرانید و سپس دکهٔ حلاّقی و مزینی باز کرد و مشغول کار شد، از این جهت او را «پروکیه» گویند. وی پس از بیست وچهار سال اولین منظومهٔ خود را به لهجهٔ گاسکنی بنام «مرا باید مرد» انتشار داد و بسال ۱۸۳۵ م. بهترین آثار خود را که به لهجهٔ محلی سروده شده بود فراهم آورده در مجلّدی بنام «لاس پاپی یوتس» منتشر ساخت.

کلمات هم‌قافیه با «ژاسمن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «من» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید