معنی چیچک
11 بازدید
[ چی چَ ] (اِ) در ترکی به معنی گل است. (از آنندراج). گل که به تازی ورد خوانند. (از سروری). چچک (سروری). || به معنی آبله لفظ ترکی است. (غیاث اللغات). جُدَرّی مرضی که امروز به آبله معروف است. این معنی نیز از معنی گل مأخوذ است که ترکی است. (یادداشت مؤلف). جدری به «یای» نسبت. غُضاب و غِضاب. نَفطَه. نِفطِه. نَفِطَه. ارض مجدره؛ زمینی که در آن مردم را چیچک بسیار گیرد. تجدیر؛ چیچک برآوردن. تقشقش؛ به شدن از چیچک. جدر؛ چیچک برآوردن. مجدر؛ چیچک برآورده شده. مجدور؛ چیچک برآورده شده. (منتهی الارب). - چیچک زده؛ آنکه به مرض چیچک گرفتار شده باشد. که بیماری چیچک گرفته باشد.
کلمات همقافیه با «چیچک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چک» برای سرودن شعر