معنی چین کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) چیدن. (فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۳۴۹). رجوع به چیدن شود. || چین و شکن پیدا آوردن در رخسار و ابروان. (فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۳۴۹).[ کَ دَ ] (مص مرکب) چیدن. (فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۳۴۹). رجوع به چیدن شود. || چین و شکن پیدا آوردن در رخسار و ابروان. (فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۳۴۹).
کلمات همقافیه با «چین کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر