معنی چیرگی کردن
6 بازدید
[ رَ / رِ کَ دَ ] (مص مرکب) دلاوری کردن. شجاعت از خود نشان دادن : بدان کس دهم چیز او را که چیز از او بستد و چیرگی کرد نیز.فردوسی. چیرگی کردن در شعر ذیل از فرخی شاید به معنی پیشدستی کردن باشد: به روز جنگ مر او را (باز) به چشم بسته برند نه زآن قبل که ز جنگ آیدش نهیب و ملال ولیکن از پی آن کو چو خصم دید ز دور بی آنکه وقت بود چیرگی کند به قتال. فرخی. || گستاخ شدن. بی ادب شدن. || غضبناک شدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چیرگی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر