معنی چیدن و واچیدن
6 بازدید
[ دَ نُ دَ ] (مص مرکب) اشیائی گرانبها به تناسب در جایها نهادن. به کاخال و ظروف واوانی مرتب و منتظم آراستن. به کاخال و زینتها مزین کردن. رجوع به چیده و واچیده شود. || منظم و مرتب کردن و سپس بر هم زدن و به هم ریختن : از آنکه کار جهان چیدنست و واچیدن.؟
کلمات همقافیه با «چیدن و واچیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر