معنی چکیدهخون
6 بازدید
[ چَ / چِ دَ / دِ ] (اِ مرکب) خون چکیده. کنایه از شراب لعلی انگوری باشد. (برهان). کنایه از می انگوری باشد. (انجمن آرا). کنایه از می سرخ. (آنندراج). شراب لعلی. (ناظم الاطباء). کنایه از شراب سرخ رنگ که از انگور سازند: درده از آن چکیده خون ز آبلهٔ تن رزان کآبلهٔ رخ فلک برد عروس خاوری.خاقانی.
کلمات همقافیه با «چکیدهخون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر