معنی چکندوز
5 بازدید
[ چَ / چِ کِ / کَ ] (نف مرکب) چکن دوزنده و کسی که چکن دوزی میکند. (از ناظم الاطباء). آنکس که زرکش دوزی و بخیه دوزی کند. کسی که بر پارچه و جامه و قبا، با ابریشم الوان چکن دوزی کند: شما همه موزونیها و... داشتید و همه را مشاهده کردید و در طبع شما نقش آن گرفت همچو شکل چکن دوزان، چون در این جهان آمدید راه غلط کردید و آن را فراموش کردید. (کتاب المعارف). رجوع به چکن و چکن دوزی شود.
کلمات همقافیه با «چکندوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر