معنی چکمیزک شدن
6 بازدید
[ چَ زَ شُ دَ ] (مص مرکب) به بیماری چکمیزک مبتلا گشتن. سلس البول گرفتن. قطره قطره شاشیدن. مَثن. (منتهی الارب). و رجوع به چکمیزک زده شود.
کلمات همقافیه با «چکمیزک شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر