معنی چکمیزکزده
4 بازدید
[ چَ زَ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) مبتلا به چکمیزک. (ناظم الاطباء). آنکه بولش قطره قطره چکد. اَمثَن. (منتهی الارب). کسی که بیماری تقطیرالبول دارد. بیمار مبتلا به سلس البول. و رجوع به چکمیزک و چکمیزک شدن شود.
کلمات همقافیه با «چکمیزکزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر