معنی چوگان شدن
4 بازدید
[ چَ / چُو شُ دَ ] (مص مرکب) خمیدن. خمیده و منحنی شدن. گوژ شدن. خمیده و کمانی شدن. دوتا شدن : چنین چند گردی درین گوی گردان کزین گوی گردان شدت پشت چوگان. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «چوگان شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر