معنی چوب بازیدن
4 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) نیزه زدن. || با نیزه بازی کردن. (ناظم الاطباء). (محتمل است که چوب یازیدن باشد).
کلمات همقافیه با «چوب بازیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر