معنی چوبپر
8 بازدید
[ پَ ] (اِ مرکب) چوبی کوتاه که بر سر آن دسته ای از پر نرم بندند و استوار کنند و با آن گرد از ظروف بلورین و چینی و چراغها و غیره بگیرند و تیرگی از آنها بزدایند. (یادداشت مؤلف). جاروب مانندی که از پر کنند و بر دسته ای از چوب استوار سازند برای دور کردن گرد و خاک. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «چوبپر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پر» برای سرودن شعر