معنی چوبپاره
6 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ مرکب) پاره ای چوب. تراشه و قطعه ای از چوب. (ناظم الاطباء). گفتند بر سر آب میروی گفت چوب پاره ای بر آب برود. (تذکرة الاولیاء). لهاز؛ چوب پاره ای که بدان سوراخ تبر و چرخ چاه را تنگ کنند. (منتهی الارب). || مالهٔ برزیگران که بدان زمین شیار کرده را هموار سازند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چوبپاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر