معنی چوبخانه
5 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) میان سر خیمه که از چرم کنند و دیرک خیمه در آن جای دهند و خیمه بدان برافرازند. کَرَبَة؛ چوب خانه که در آن سر ستون خانه در کنند. (منتهی الارب). || انبار چوب. محل نهادن چوب (مخصوص به خیمه و جز آن): و سراپرده و بنه و پایگاه و خزانه و چوب خانه ... و بفرمود تا منجنیقها آتش زدند و چوب خانهٔ سلطان و بازار لشکر و هر آلت که نقل نمی شایست کردن بسوختند. (راحة الصدور راوندی).
کلمات همقافیه با «چوبخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر