معنی چهریق
4 بازدید
[ چَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای هفت گانهٔ بخش سلماس شهرستان خوی در جنوب باختری بخش و در مرز ایران و ترکیه واقع است. از شمال به دهستان کره سنی از جنوب بگردیان و شیطال از خاور به دهستان حومه از باختر بمرز ایران و ترکیه و شیطال محدود است. موقعیت این دهستان کوهستانی و سردسیر است. آب مزروعی آن از چشمه سارها و آب (برف و باران) کوههای مرزی میباشد. قسمتی از این آبها پس از مشروب نمودن قراء به رودخانهٔ زولا میریزد. دهستان چهریق از ۳۰ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده مجموع سکنهٔ آن در حدود ۲۷۸۰ تن میباشد. شغل اهالی گله داری و صنایع دستی و جاجیم بافی است. محصولش غلات، توتون است. این دهستان بنام قریهٔ چهریق که مرکز دهستان میباشد معروف است و محل سکونت ایل شکاک میباشد. تمام راههای این دهستان کوهستانی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ چَ ] یکی از قلاع خوی میباشد و مدتی سیدعلی محمد باب مقتدای طایفهٔ بابیه... در آن قلعه مأخوذ و موقوف بود. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۳۰۲). دهی است از دهستان چهریق بخش سلماس شهرستان خوی. در ۱۹۵۰۰ گزی جنوب باختری سلماس واقع است. تا سلماس راه ارابه رو و ۲۰۰ تن سکنه دارد. از رودخانهٔ زولا آبیاری میشود. محصولش غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴): مقرر شد که سید را از قلعهٔ چهریق به شهر تبریز آورند... سید باب را از چهریق به تبریز آوردند و در مقام تحقیق حال او برآمدند. (روضةالصفای ناصری ج ۱۰). سیدعلی محمد شیرازی ملقب به باب مدتی در این قلعه زندانی بوده است. سابقاً مجملی از دعوی سیدعلی محمد شیرازی ملقب به باب و خلفای او در فارس و مکالمهٔ نظام الدوله حسین خان صاحب اختیار آن ملک با او و آوردن معتمدالدوله منوچهرخان او را به اصفهان و بعد از آن بردن او بقلعهٔ چهریق سلماس و خوی مرقوم افتاد. (روضةالصفای ناصری ج ۱۰). چون بر امنای دولت واضح شد که عامهٔ خلایق بجهت محبوس بودن سید در قلعهٔ چهریق در باب علم و فضل او سخنان بلند میگویند... (روضةالصفای ناصری ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «چهریق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر