معنی چهره گشاده
7 بازدید
[ چِ رَ / رِ گُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) مجلو. برقع برافکنده. روی گشاده : سپر ماه چهره گشادهٔ قلم قدرت اوست، و تیغ آفتاب از میانهٔ صبح برکشیدهٔ ارادت او. (سندباد نامهٔ ظهیری ص ۲).
کلمات همقافیه با «چهره گشاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر