معنی چهره گشائی
6 بازدید
[ چِ رَ / رِ گُ ] (حامص مرکب) عمل چهره گشا. نقاشی و مصوری. (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء): و بقلم زبان صور معانی را چهره گشائی پیش گرفتند. (تذکرهٔ عوفی). || اظهار. نمایش. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چهره گشائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر