معنی چهره پوشیدن
7 بازدید
[ چِ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) روی به کسی ننمودن. از خفا برنیامدن. آشکار نشدن. دیدار ننمودن : از ایران کس آمد که پیروزشاه بفرمود تا پردهٔ بارگاه نه بردارد از پیش سالاربار بپوشید چهره ز ما شهریار.فردوسی.
کلمات همقافیه با «چهره پوشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر